( يک شعر - يک شعر فی البداهه )

کفش را که سياه کردم

فلش بک شد غم ها

روی صورت مانکن ها

رژ لب

سرمه های سورمه ای

 

به صورتم ريشخند پرتاب شد

وقتی که جيب هام را  نشان دادم

 

می سابم صورت سياه کفش را

پيرهن سفيد صداقت سياست

و اين سياست گذر زمان است

 

واکس می مالم روی گناه نکرده ام

و به معجزه ی تو فکر می کنم

همان هفت رقم قرمز

 

به صورتم ريشخند پرتاب شد

جيب هام را که نشان دادم

 

/ 0 نظر / 17 بازدید