( يک شعر ـ يک شعر فی البداهه )

در افزايش حجم افکارش
به بن بست اخمهای جور وا جور رسيد
يک طرف صورتها خنديد
و انگشتهای اشاره خار پشتی هراسان
که چشم دوستی را
چشم روباه می ديد .


در افزايش حجم افکارش
آی با کلاه
می خنديد و کشيدنش آرزوی نازی بود
و انصاف «جيم»
جوجه اردک زشت را قو می خواند.

در افزايش حجم افکارش
...



  
نویسنده : ح ـ ملايی ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ،۱۳۸۱