( يک شعر ـ يک شعر حرفه ای )
به نظر شما به چه دليلهايی شعر زير از احمد شاملو
شعری است که از نظر منتقدين بسيار عالی است ؟
طرح
شب
با گلوی خونين
خوانده است ديرگاه
دريا
نشسته سرد
يک شاخه
به سوی نور
فرياد می کشد
( يك شعر ـ يك شعر في البداهه )
شنبه
به ساحل مي روم
گوش ماهيها
دندانهاي افتاده ي دريا را جمع مي كنم
مي چينم روي روزنامه ي امروز
يك شنبه
دفترچه ي تلفن را مي چلانم
مي چكد يك شماره روي چشمهاي خشكيده ام
دو شنبه
با تو قرار دارم
برف مي بارد روي چراغ هاي سبز
حرفهاي تو
مي بارد به آتش داوري ام
سه شنبه
دچار حواس پرتيم
در خيابانهاي پراكنده شهر
براي كار پراكنده ام
چهار شنبه
نگاه مي اندازم به مدرك تحصيلي ام
حساب مي كنم
تحمل درخت ، ماشين ، موشهاي خاكستري
پنج شنبه
مرور مي كنم
نامه هاي نرسيده ام را
كه نوشتم براي رويا
جمعه
احتياج به جمعه ي بيست و چهار هزار ساله دارم.
